الشيخ المنتظري
628
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
براى خداوند كه كمال مطلق است واقع مىشود ، و گناه مردم اين است كه چرا حقّ را تشخيص نداده اند و روى همين حساب غير حقّ را ستايش كرده اند . پس معناى « الحمد للّه » اين است كه هرگاه در هر گوشه اى از دنيا حمد و ستايشى صورت پذيرد ، اين حمد براى خداوند واقع مىشود . اين در صورتى است كه جمله خبريه باشد ، و اگر انشاء باشد بدين معناست كه همه حمدها بايد براى خداوند واقع شوند . « غير مقنوط من رحمته » جمله حاليه است ; يعنى در حالتى كه خدا غير مقنوط است . « مقنوط » يعنى مأيوس ، و « غير مقنوط » يعنى خدايى كه كسى از او مأيوس نيست و يا نبايد مأيوس باشد ، رحمت خداوند وسعت دارد و همه موجودات و بندگان از رحمت او بهره مند مى شوند . در قرآن شريف هم آمده است : ( لاتقنطوا من رحمة الله انّ اللّه يغفر الذّنوب جميعاً ) ( 1 ) از رحمت خداوند مأيوس نباشيد كه خداوند همه گناهان را مى آمرزد . « و لا مخلوّ من نعمته » اين هم يك صفت ديگرى است براى خداوند ; « مخلوّ » اسم مفعول از خالى است و « لا مخلوّ » يعنى هيچ كس و هيچ چيز از نعمت او خالى نيست ، يعنى اين طور نيست كه خزانه هاى خدا از نعمت خالى شوند . « و لا مأيوس من مغفرته » اين هم يك صفت است براى خداوند ; يعنى هيچ كس از مغفرت و عفو و بخشش خداوند مأيوس و نااميد نيست يا نبايد نا اميد باشد . « و لا مستنكف من عبادته » ، « مستنكف » بايد به فتح « كاف » خوانده شود تا اسم مفعول باشد ; يعنى خدايى كه هيچ كس نبايد از عبادتش استنكاف كند ، كه اگر استنكاف كرديم ما « مستنكِف » استنكاف كننده و خدا « مستنكَف » استنكاف شده است .
--> 1 - سوره زمر ، آيه 53